«نجات آب» ــ 51 | مالیات بر استخراج منابع آبی زیرزمینی + اینفوگراف

تصویب و اجرای طرح مالیات بر استخراج منابع آبی زیرزمینی، می‌تواند کمک شایانی به تنظیم مصرف آب داشته باشد.

اقتصادی

خبرگزاری تسنیم؛ گروه اقتصادی ــ در دنیای امروز، آب یکی از حساسترین عناصر تعیین‌کننده امنیت ملی، توسعه پایدار و عدالت اجتماعی است. در ایران، بیش از 90 درصد منابع آبی مصرفی، از منابع زیرزمینی تأمین می‌شود. این رقم به‌خوبی بیانگر وابستگی شدید کشاورزی، صنعت و شهرنشینی به آب‌های زیرزمینی است. برداشت بی‌رویه از این منابع، در دهه‌های اخیر منجر به فرونشست زمین، خشک‌شدگی چاه‌ها، و آلودگی شدید آب‌های زیرزمینی شده است. این روند، پایداری منابع آب را به خطر انداخته، و در بسیاری از مناطق سبب تشدید تنش‌های اجتماعی و اقتصادی شده است. بنابراین، مدیریت آگاهانه این منابع از طریق ابزارهای هوشمندانه و مبتنی بر بازار، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. اگرچه محدودیت‌های فنی و فرهنگی در جلوگیری از برداشت غیرمجاز مؤثر بوده‌اند، اما آنچه همواره کم‌رنگ مانده، استفاده از ابزارهای اقتصادی برای مهار این روند بوده است. همین چالش، زمینه‌ساز توجه به یکی از پیشنهادات کلیدی در دهه اخیر شده است: مالیات بر آب‌های زیرزمینی استخراج‌شده.

بیشتر بخوانید

«نجات آب» ــ 47 | شفاف‌سازی مالکیت منابع آبی زیرزمینی
«نجات آب» ــ 48 | ترویج کشت‌های نوین مقاوم به خشکی؛ مانند سورگوم

ضرورت و اهمیت

اگرچه قوانین موجود در ایران، مانند مقررات سازمان حفاظت از محیط زیست و قانون منابع آب مصوب 1347، مصادره چاه‌های غیرمجاز و تعیین سهمیه آب را پیش‌بینی کرده‌اند، این رویکردها بیشتر مبتنی بر محدودیت‌های اداری و نظارتی بوده‌اند. درحالی‌که این روش‌ها در برخی موارد مؤثر عمل کرده‌اند، اثرات بلندمدت آنها با چالش‌هایی از جمله فساد، جریمه‌های نمادین و کاهش همکاری عمومی روبه‌رو بوده است. مالیات، در مقابل، یک ابزار اقتصادی است که هم منابع مالی برای بازسازی منابع تأمین می‌کند، و هم با ایجاد انگیزه قیمتی، رفتارهای مصرفی را به‌گونه‌ای پایدار تغییر می‌دهد. همین امر در بسیاری از کشورهای آب‌کم، از جمله استرالیا و اسپانیا، به‌خوبی آزموده شده است. در ایران، جایگاه آب به‌عنوان «کالای رایگان» ریشه عمیق دارد؛ اما این باور، در شرایط کنونی، به یک فرضیه خطرناک تبدیل شده است. تصویب طرح مالیات منابع آبی زیرزمینی استخراج‌شده، فراتر از یک تغییر مالیاتی، یک تحول فرهنگی در درک ملی از ارزش واقعی آب است.

چالش‌های فعلی

در نگاه اول، مالیات‌گذاری بر آب ممکن است ساده به‌نظر برسد؛ اما در عمل، با چالش‌هایی ترکیبی از فنی، حقوقی، و فرهنگی روبه‌رو است. یکی از موانع اصلی، نبود سیستم دقیق و مستمر سنجش برداشت در سطح ملی است. تاکنون، ثبت چاه‌ها ناقص و مبتنی بر گزارش‌های خوداظهاری بوده است. بدون شناسایی قابل اعتماد و سنجش حجم برداشت، اعمال مالیات،  غیرعادلانه، و بلکه غیرقابل اجرا خواهد بود. علاوه بر این، در بسیاری از مناطق روستایی و حاشیه‌ای، آب تنها وسیله بقا برای کشاورزان کوچک است؛ و اعمال ناگهانی مالیات، بدون در نظر گرفتن مکانیسم‌های حمایتی، می‌تواند به بحران اجتماعی تبدیل شود. همچنین، در سطح نهادی، تعدد مرجعیت‌ها (از جمله وزارت جهاد کشاورزی، سازمان حفاظت محیط زیست، و وزارت انرژی) سبب تعارض در سیاست‌گذاری شده است. درعین‌حال، فرهنگ عمومی، همچنان بر این باور استوار است که آب حق تاریخی هر منطقه است و نباید «خرید و فروش» شود. این باورها، هرگونه اصلاح قیمتی را به چالش می‌کشد.

اثر راهکار، در رفع چالش‌ها

مالیات، اگر به‌درستی طراحی شود، یک سیگنال اقتصادی است که رفتار مصرف‌کننده را هدایت می‌کند. در سیستم‌های پیشرفته، مالیات‌های تفاضلی (بر اساس حجم و هدف مصرف) توانسته‌اند 30 تا 40 درصد از برداشت‌های غیرضروری را کاهش دهند. به‌عنوان مثال، در اسپانیا، مالیات بر آب کشاورزی با نرخ پلکانی (هرچه حجم مصرف بیشتر، نرخ مالیات تندتر افزایش می‌یابد)، سبب ترویج سیستم‌های آبیاری دقیق شد. در ایران، طرح مالیاتی می‌تواند با ایجاد یک چارچوب شفاف، نیاز به نظارت فیزیکی مداوم را کاهش دهد؛ چراکه خود مصرف‌کننده، برای کاهش هزینه، وادار به ثبت دقیق و اندازه‌گیری می‌شود. همچنین، درآمدهای حاصل می‌تواند مستقیماً به بازسازی آب‌های زیرزمینی، حفر چاه‌های نفوذی، تأمین آب جایگزین، و حمایت از کشاورزان کوچک اختصاص یابد. این حلقه بازخورد، اعتماد عمومی را افزایش داده و به‌تدریج فرهنگ «پرداخت برای آب» را جایگزین باورهای سنتی می‌کند.

روش انجام راهکار

اجرای موفق مالیات بر آب‌های زیرزمینی، مستلزم یک رویکرد گام‌به‌گام است. گام نخست، شناسایی و سنجش تمام چاه‌های مجاز و غیرمجاز با استفاده از تلفیق داده‌های سنجش از دور، سیستم‌های IoT برای نصب کنتورهای هوشمند، و گشت‌های میدانی تأییدی است. گام دوم، تعیین مدل نرخ‌گذاری است: یک نرخ پایه برای سهمیه ضروری (مثلاً برای کشاورزی زیر 10 هکتار یا مصرف خانگی)، و نرخ‌های تصاعدی برای مصارف فراتر از آن. این نرخ‌ها نباید یک‌باره اعمال شوند؛ بلکه در 3 تا 5 سال، به‌صورت پلکانی افزایش یابند تا فرصت نوسازی و تطبیق را فراهم کنند. گام سوم، ایجاد «صندوق توسعه آب زیرزمینی» است که تمام درآمدها به آن واریز شود و شفافیت کامل در هزینه‌کرد آن حفظ گردد. گام چهارم، طراحی مکانیسم‌های حمایتی برای گروه‌های آسیب‌پذیر است: تخفیف‌های فصلی، اعتبارات بازپرداخت‌پذیر برای سرمایه‌گذاری در فناوری‌های آب‌کارانه، و بیمه خشکسالی مبتنی بر شاخص. این چهار گام، هسته یک طرح قابل اجرا است که نه‌تنها عدالت را حفظ می‌کند، بلکه همکاری عمومی را تسهیل می‌نماید.

تأثیرات اقتصادی زیرموضوع

مالیات بر آب، هرچند در نگاه اول به عنوان یک هزینه در نظر گرفته می‌شود، اما در بلندمدت، اثرات اقتصادی مثبت چندلایه‌ای دارد. اولاً، با کاهش مصرف بی‌رویه، دوام ناوگان کشاورزی و صنعتی افزایش یافته و ریسک مالی ناشی از خشک شدن چاه‌ها کاهش می‌یابد. ثانیاً، درآمد حاصل از مالیات، فضای بودجه‌ای لازم برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بازیابی آب (مانند بارش مصنوعی، ساخت سدهای زیرزمینی، و سامانه‌های تصفیه بازچرخانی) را فراهم می‌کند. سوم، این طرح می‌تواند به عنوان یک محرک برای نوآوری عمل کند: شرکت‌های داخلی برای توسعه کنتورهای ارزان، سیستم‌های هوشمند سنجش، و ماشین‌آلات آبیاری دقیق، سرمایه‌گذاری کنند. برای ایران، این فرصت رشد آب‌گردش‌اقتصادی است — چرخه‌ای که در آن، صرفه‌جویی در آب، تبدیل به سرمایه‌ای برای توسعه می‌شود.

تأثیرات اجتماعی و عدالت آبی

اگرچه مالیات ابزاری اقتصادی است، اما اثرات آن فراتر از اعداد و ارقام، در بافت اجتماعی نفوذ می‌کند. در بسیاری از جوامع روستایی ایران، کشاورزان کوچک و کم‌بضاعت هنوز بیشترین ریسک را در بحران آب تحمل می‌کنند؛ درحالی‌که کلان‌برداشت‌کنندگان (مانند برخی واحدهای صنعتی یا مزارع بزرگ غیررسمی) اغلب با منابع حقوقی و مالی بیشتر، می‌توانند از نظارت فرار کنند. یک طرح مالیاتی هوشمند می‌تواند این نابرابری ساختاری را تعدیل کند: از طریق تعیین سهمیه معافیت مالیاتی برای کشاورزان زیر 5 هکتار، اعطای اعتبارات ترجیحی برای زنان سرپرست خانوار در بخش کشاورزی، یا پرداخت بازگشتی (rebate) به خانوارهای کم‌درآمد بر اساس مصرف واقعی آب آشامیدنی. در ایران نیز، چنین رویکردی می‌تواند اعتماد عمومی را افزایش داده و جلوی تبدیل بحران آب به بحران اعتراض را بگیرد. مهم است که مالیات، نه به عنوان یک ابزار فشار، بلکه به عنوان یک قرار اجتماعی برای تقسیم عادلانه‌تر مسئولیت‌ها دیده شود.

درس‌های بین‌المللی و قابلیت‌های سازگاری

جهان پیش از ایران، راه‌های مختلفی را برای مالیات‌گذاری بر آب آزموده است — برخی موفق و برخی شکست‌خورده. دو نکته کلیدی در موفقیت این طرح‌ها برجسته می‌شود: هماهنگی نهادی و شفافیت درآمدزایی. در استرالیا، ایجاد «سازمان آب ملی» (National Water Commission) به‌عنوان نهاد یکپارچه سیاست‌گذار، سبب شد تا طرح مالیاتی بر آب با سایر ابزارهای سیاستی (مانند بازار معاملات حقوق آب) هم‌خوانی داشته باشد. در مقابل، در هند، تکثر مرجعیت‌ها و عدم اختصاص درآمد مالیات‌ها به پروژه‌های آبی، اجرای طرح‌های مشابه را بی‌ثمر کرد. برای ایران، بدون ایجاد یک ستاد ملی آب با اختیارات قانونی و مالی شفاف، طرح مالیاتی ممکن است در دستگاه‌های موازی گم شود. همچنین، مدل‌هایی مانند «مالیات با بازگشت شرط» (conditional rebate)، که در اردن به‌خوبی کار کرد، می‌تواند در مناطق خشک ایران نیز جایگزین مناسبی باشد: مثلاً درآمد حاصل از مالیات در یک استان خشک، تنها برای پروژه‌های آبی همان استان مصرف شود و گزارش آن فصلی منتشر گردد. این رویکرد، هم حس مالکیت محلی را تقویت می‌کند و هم اعتماد اجتماعی را بازیابی می‌نماید.

چارچوب قانونی و الزامات نظارتی

برای تحقق طرح مالیات بر آب‌های زیرزمینی، تغییرات قانون‌گذاری در سطوح مختلف ضروری است. در فاز اول، باید «قانون جامع مدیریت منابع آب زیرزمینی» تصویب گردد که بتواند چهار عنصر کلیدی را پوشش دهد:

(1) تعیین اختیارات قانونی صریح برای اعمال مالیات بر حجم استخراج؛

(2) الزام به نصب کنتورهای هوشمند در تمام چاه‌های مجاز بالای 5 لیتر بر ثانیه ظرف 3 سال؛

(3) شفاف‌سازی نحوه جذب، اختصاص و نظارت بر درآمدها در قالب یک صندوق مستقل با هیئت امنایی شامل نمایندگان مردمی، کارشناسان و دولت؛ و

(4) تعیین مجازات‌های واقع‌بینانه برای فریب سیستم سنجش (مانند محدودیت موقت دسترسی به برق یا گاز).

در این چارچوب، به‌ویژه توجه به اصول «پیشگیرانگی» و «مسئولیت متقابل» در قانون محیط زیست 1393 می‌تواند پشتوانه حقوقی قوی‌ای فراهم کند. همچنین، همکاری با سازمان ثبت اسناد و املاک برای گنجاندن «وضعیت آب‌برداری» در سند مالکیت اراضی، می‌تواند اثرات بلندمدتی در شفافیت بازار زمین داشته باشد.

معجزۀ آبخیزداری , سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور , آبخیزداری , احیای منابع زیرزمینی آب , بحران آب ایران , بحران آب ,

ابزارهای فناورانه و کاهش هزینه اجرا

اجرای یک طرح مالیاتی در کشوری با بیش از 500 هزار چاه، بدون فناوری، هزینه‌بر و غیرکارآمد است. خوشبختانه، فناوری‌هایی با هزینه پایین و قابلیت مقیاس‌پذیری بالا امروز در دسترس هستند. کنتورهای جریان الکترومغناطیسی (EMF) با باتری خورشیدی و ارسال داده از طریق شبکه IoT، می‌توانند حجم آب خروجی را با دقت >95 درصد و بدون نیاز به برق شهری ثبت کنند. سیستم‌هایی مانند SmartAQ در اسلوونی یا AquaWatch در ایالات متحده، نشان داده‌اند که هزینه نصب چنین سیستمی در هر چاه می‌تواند به زیر 200 یورو کاهش یابد. در ایران، همکاری با شرکت‌های فناوری داخلی (مانند شرکت‌های فعال در حوزه سلامت دیجیتال که از سامانه‌های اینترنت اشیا استفاده می‌کنند) می‌تواند هم هزینه‌ها را کاهش دهد و هم اشتغال فناورانه را افزایش دهد. همچنین، استفاده از پلتفرم‌های موبایل برای خوداظهاری داده (با تأیید متقاطع از طریق سنجش ماهواره‌ای) می‌تواند به‌عنوان مرحله میانی، تا زمان تجهیز کامل سیستم، عمل کند. این رویکرد، هزینه‌های اولیه را کاهش داده و بستر اعتماد را گسترش می‌دهد.

چشم‌انداز بلندمدت: سیاستگذاری هوشمند مبتنی بر آب

تصویب مالیات بر آب‌های زیرزمینی، هدف نهایی نیست؛ بلکه تنها گامی در ساختن «اقتصاد آب‌باز» (water-resilient economy) است. یک چشم‌انداز بلندمدت، باید سه هدف را در تعادل قرار دهد: ثبات منابع (تضمین دوام آب‌های زیرزمینی)، عدالت اجتماعی (توزیع عادلانه بار و منفعت)، و رشد پایدار (تبدیل چالش آب به فرصت نوآوری). در این چارچوب، مالیات می‌تواند به مرور به یک ابزار پویا تبدیل شود: مثلاً، در دوران خشکسالی، نرخ‌ها افزایش یابد و در سال‌های پربارش، بخشی از درآمد به صورت پاداش به مصرف‌کنندگان مقتصد بازگردانده شود. همچنین، با بهبود داده‌ها، می‌توان سیستم را به سمت «مالیات بر اثر خشکی» (drought footprint tax) تکامل داد.

موفقیت این طرح زمانی سنجیده خواهد شد که دیگر نیازی به ممنوعیت چاه نباشد؛ زیرا خود مصرف‌کنندگان، به‌واسطه سیگنال‌های اقتصادی شفاف، رفتار خود را به‌گونه‌ای تغییر داده‌اند که آب باقی می‌ماند، و بلکه ارزش آن افزایش یافته است.

—————-

منابعی برای مطالعه بیشتر

[1] FAO. (2023). AQUASTAT Country Profile: Islamic Republic of Iran.
[2] Taheri, M., & Tajrishy, M. (2022). Groundwater depletion and land subsidence in Iran: A review. Environmental Earth Sciences, 81(5), 1–16.
[3] Madani, K. (2021). Water management in Iran: What is causing the crisis and how to resolve it? Journal of Water and Climate Change, 12(8), 2762–2777.
[4] Grafton, R. Q., et al. (2012). Australian Water Policy: A Model of Integrated Water Management. OECD Publishing.
[5] Nozari, S., et al. (2020). Groundwater monitoring in Iran: Gaps and opportunities. Water Policy, 22(6), 1031–1047.
[6] Mirzaei-Nodoushan, M., & Zarghami, M. (2021). Institutional fragmentation in Iranian water governance. Water International, 46(5), 561–579.
[7] OECD. (2020). Water Charges in Agriculture: Policy Design and Implementation.
[8] Iglesias, A., et al. (2011). Adaptation strategies for agricultural water management under climate change in Europe. Agricultural Water Management, 98(5), 819–831.
[9] AghaKouchak, A., et al. (2020). Remote sensing of groundwater depletion: A case study in Iran. Remote Sensing of Environment, 249, 112006.
[10] World Bank. (2022). Iran Economic Monitor: Water Scarcity and Economic Growth.
[11] OECD. (2019). Innovation in Water Management: The Role of Economic Instruments.
[12] Sadoff, C. W., et al. (2021). Water Security and Social Equity: Pathways for Inclusive Governance. World Resources Institute.
[13] de la Hera, A., et al. (2020). Social water rights and tariff reforms in Mexico: Balancing efficiency and equity. Water Alternatives, 13(1), 145–164.
[14] Grafton, R. Q., & Hussey, K. (2011). Water reform in Australia: Lessons for other countries. Global Environmental Change, 21(2), 377–387.
[15] Shah, T., et al. (2019). Groundwater governance in India: Challenges of implementation. Water Policy, 21(5), 929–947.
[16] UNDP. (2022). Legal Frameworks for Groundwater Governance: A Comparative Review.
[17] Ziaei, A. N., et al. (2021). Institutional design for groundwater management in Iran: A legal-institutional analysis. Environmental Science & Policy, 124, 195–204.
[18] Rahman, M. A., et al. (2023). Low-cost IoT-based groundwater monitoring: A real-world deployment in Bangladesh. Sensors, 23(4), 2105.
[19] EPA. (2022). Smart Water Infrastructure: Case Studies from the U.S.
[20] Dalin, C., & Wada, Y. (2021). The evolving global water cycle and its implications for water management. Nature Reviews Earth & Environment, 2(12), 855–868.

انتهای پیام/